السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
15
تفسير الميزان ( فارسي )
* ( « وَقالَتْ لأُخْتِه قُصِّيه ، فَبَصُرَتْ بِه عَنْ جُنُبٍ وَهُمْ لا يَشْعُرُونَ » ) * در مجمع البيان گفته : « كلمه » قص « به معناى دنباله جاى پا و اثر كسى را گرفتن و رفتن است ، و قصه را هم كه به معناى داستانهاى گذشته است ، به همين جهت قصه مىگويند ، كه دومى در نقل آن از اولى پيروى مىكند . و نيز در معناى جمله » * ( فَبَصُرَتْ بِه عَنْ جُنُبٍ ) * « گفته : يعنى وى او را از دور بديد » « 1 » . و معناى آيه اين است كه : مادر موسى به خواهر موسى - كه دخترش باشد - گفت : دنبال موسى را بگير ، ببين چه بر سرش آمد ، و آب ، صندوق او را به كجا برد ؟ ، خواهر موسى هم چنان دنبال او را گرفت ، تا آنكه موسى را از دور ديد كه خدام فرعون او را گرفتهاند ، در حالى كه فرعونيان متوجه مراقبتش نشدند . * ( « وَحَرَّمْنا عَلَيْه الْمَراضِعَ مِنْ قَبْلُ ، فَقالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَه لَكُمْ وَهُمْ لَه ناصِحُونَ » ) * كلمه « حرمنا » از تحريم است ، كه در اين آيه به معناى حرام شرعى نيست ، بلكه به معناى تحريم تكوينى است ، و معنايش اين است كه : ما او را طورى كرديم كه از احدى پستان قبول نكرد ، و از مكيدن پستان زنان امتناع ورزيد . و اينكه فرمود : « من قبل » معنايش اين است كه موسى قبل از آنكه خواهرش نزديك شود از مكيدن پستان زنان امتناع ورزيده بود ، و كلمه « مراضع » - به طورى كه گفتهاند - جمع « مرضعه است » يعنى زن شيرده . * ( « فَقالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَه لَكُمْ وَهُمْ لَه ناصِحُونَ » ) * - اين جمله تفريع بر مطالب قبل است ، چيزى كه هست از سياق برمىآيد كه در اينجا چيزى حذف شده ، گويا فرموده : « و حرمنا عليه المراضع غير امه من قبل ان تجىء اخته فكلما اتوا له بمرضع لترضعه لم يقبل ثديها فلما جاءت اخته و رأت الحال قالت عند ذلك لال فرعون هل ادلكم على اهل بيت يكفلونه لنفعكم و هم له ناصحون - يعنى ما قبل از آنكه خواهر موسى برسد زنان شيرده را بر او حرام كرديم ، و طورى كرديم كه پستان غير مادرش را نگيرد ، در نتيجه هر چه زن شيرده آوردند پستانش را قبول نكرد ، همين كه خواهرش آمد ، و وضع را بديد ، به آل فرعون گفت : آيا مىخواهيد شما را به خاندانى راهنمايى كنم كه آنان تكفل و سرپرستى اين كودك را به نفع شما به عهده بگيرند ؟ خاندانى كه خيرخواه وى باشند » .
--> ( 1 ) مجمع البيان ، ج 7 ، ص 242 .